عبد الله قطب بن محيى

337

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

شكايت از نفس كرده بودند كه بيم مىدهد و ايضا چون مردم ناراستى مىكنند و مال مىبرند غضب مستولى مىگردد ، دوم از اول مىخيزد براى آنكه چون نفس را اهتمام به وجود مال هست كسى كه آن را از وى انتزاع مىكند ناخوشش مىآيد و منزجر مىشود ، چه اگر كسى به ناراستى خاك و خاشاك « ضربا للمثل » چيزى كه او را به وجود آن اهتمام نباشد از وى برد غضب غالب نمىشود و اهتمام نفس به وجود مال براى آن است كه دفع مكاره و نيل مطالب منوط و مربوط به مال مىداند و او را بر مكاره و مطالب صبر نيست و او در اين هر دو مخطى است . اما در اول براى آنكه خداى عزّ و جلّ قادر است بر همه چيز و اسباب و شروط در آن حضرت نيست و اگر خداى خواهد تواند كه با وجود بىچيزى و وجود آن چيزها كه مردمان آن را محن و مصائب مىشمرند ، شخص را آسوده و آزاد بدارد ، و خداى را عزّ و جلّ پيكرهاى انوار هست كه چون خواهد كه دل مؤمن را بگشايد بىخبر آن را بر او جلوه دهد و دل او را بگشايد و آن‌كس كه تواند كه مرده را در گور در روح و سرور دارد ، زنده را در روى زمين به طريق اولى كه تواند كه چنان بدارد و اگر خداى عزّ و جلّ نخواهد كه شخص آسوده و آزاد باشد ، اگر به عدد ريگ بيابان او را زر و جواهر باشد ، هميشه تنگ دل و معذّب و منغّص باشد ، پس مدار بر خواهش خداى است عزّ و جلّ نه بر مال و بود و نابود آن ، التجاى به خدا مىبايد برد و پناه به كرم او ، و تعيين نمىبايد كرد كه خداى عزّ و جلّ به چه طريق اين كس را خوشحال و آزاد بدارد ، طريق آن خدا خود داند إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ « 1 » و بيم دادن نفس همه از اينجا است كه وثوق او به اسباب است ، نه به مسبب الاسباب و او در اين مخطى است ؛ چه كار ، ارادهء مسبب الاسباب دارد و وجود و عدم اسباب يكسان است . اين سبب‌ها بر نظرها پرده‌ها است * كه نه هر ديدار صنعش را روا است

--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 109 « حقيقتا كه خدا بر همه چيز تواناست » .